الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
134
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
استيجابها ، يا احقّ من عبد و حمد ، و رجى و اعتمد ؛ [ خداوندا از تو درخواست مىكنم اى گيرندهء آنان كه از تو در گريزند ، و اى پناهگاه آنان كه از تو در هراسند ، و اى فريادرس فريادخواهان ، و اى يارى دهندهء كمك خواهان ، و اى آخرين مقصود درخواستكنندگان ، و اى اجابتكنندهء دعاى بيچارگان ، اى مهربانترين مهربانان ، الها ، پروردگارا ، عزيزا ، حكيما ، غفورا ، رحيما ، قاهرا ، عليما ، سميعا ( اى شنوا ) ، بصيرا ( اى بينا ) لطيفا ( اى آفرينندهء موجودات بسيار كوچك ) ، خبيرا ( اى باخبر از همه چيز ) ، اى قهار ، اى جبار ( جبرانكنندهء نارسائيهاى خلق ) ، اى رحمان ( كسى كه رحمتش عموم آفريدگان را فرا گرفته ) ، اى منان ( بخشنده ) ، اى سبوح ، ( پاك و منزه ) ، اى قدوس ( پاك و مبرا ) ، اى مبدى ( آفريننده ) ، اى معيد ( باز - گرداننده ) ، اى باعث ( برانگيزنده ) ، اى وارث ( كه روزى همهء زمين و حكومتهاى آن از آن تو مىشود ) ، اى زدايندهء اندوهها ، اى بر طرف كنندهء غمها ، اى نازلكنندهء حق ، اى گوياى راستى ، اى صاحب نعمتهاى زيبا و بخششهاى بزرگ ، اى كه به نيكى نمودن معروفى ، اى كه به بخشش نمودن موصوفى ، اى كه زبان توصيفكنندگان از وصف تو نارساست ، و انديشههاى انديشمندان از تو بريده گشته ، اى كه نزد هر رازى حاضرى ، اى بر طرف - كنندهء غمها و دوركنندهء گرفتاريها ، اى ياور و سرپرست خوب ، اى نعمت دهنده ، اى بخششكننده ، اى احسانكننده ، اى نيكى نماينده ، اى كه هيچ خردى از كلان بازت ندارد ، و نه هيچ پستى از بلند و پر ارزش ، اى كسى كه پيش از آنكه كسى مستحق نعمت شود نعمت بخشيدهاى ، و پيش از آنكه كسى مستوجب بخشش شود بخشش نمودهاى ، اى سزاوارترين كسى كه مورد عبادت و ستايش و اميدوارى و دلبستگى قرار گرفتهاى ] ؛ اسألك بكلّ اسم مقدّس مطهّر مكنون اخترته لنفسك ، و كلّ ثناء عال رفيع كريم رضيت به مدحة لك ، و بحقّ كلّ ملك قرّبت منزلته عندك ، و بحقّ كلّ نبىّ ارسلته الى عبادك « 1 » ، و بحقّ كلّ شىء جعلته مصدّقا لرسلك ،
--> ( 1 ) در نسخه ب : عبيدك .